کد خبر 141662
۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۰۲:۳۵

هر روز با شهدا

#راز_معبر_هشتم....!

حیات: به جایی رسیدیم که آب خیلی گود بود. از قد ما هم می گذشت و ما می بایست غواصی می کردیم. کمی جلوتر دیدم بچه  ها کم آوردند. ناگهان یادم آمد که این معبر به نام امام رضاست. گفتم: «یا امام رضا! امشب باید این معبر را خودت فتح کنی.» دیگر به خستگی و سردی آب توجهی نکردیم.

قسمت_دوم (٢ / ٢)

آن شب حضور خدا را حس کردم. پروژکتورهای آن طرف اروند که مال دشمن بود روشن شد. یکی، دو دقیقه ی بعد پروژکتورها خاموش شد و ما تا آن طرف اروند رفتیم. آب در آن طرف اروند میخواست جزر بشود و به سمت خلیج برود. صد، صد و پنجاه متر، ما را از مسیر اصلی منحرف کرد.

....به جایی رسیدیم که بالای سرِ ما پدافند بیست و سه میلی متری مستقر بود. در آنجا عراقیها هیاهو و صحبت می کردند. گفتیم این بار دیگر عراقی ها ما را دیدند و کلک مان کنده است. همه پای میله ی هشت پری ها بودیم که رگباری به سوی ما شلیک شد و بعد از آن، آتش دهنه ی سلاح های عراقی تمام اطراف ما را روشن کرد. با این آتش دهنه دشمن باید ما را می دید.

چند دقیقه بعد آتش دشمن قطع شد. میله هشت پری ها را گرفتیم و به سمت راست یعنی همان هدفی که می خواستیم برویم، رفتیم و آن جا مستقر شدیم. بچه های تخریب، میدان مین را باز کردند و موانع را برداشتند. یعنی میله هشت پری ها و سیم خاردارها را جمع کردند و راه را برای مان باز کردند و ما زدیم به خط دشمن. آن شب بدون این که حتی یک نفر از بچه ها زخمی شود، تا پای هدف رفتیم. زود هم رسیدیم. حتی فرصت کردم یک کم بخوابم!!

در آنجا بی سیمی داشتیم که با آن صحبت می کردیم. آن شب فقط یک صدا از بی سیم شنیدیم که صدای رمز عملیات بود: «یا فاطمه زهرا (س)، یا فاطمه زهرا (س)، یا فاطمه زهرا (س)، به پیش. بعد از آن دیگر بی سیم قطع شد. من یک تفنگ ٤٠ میلی متری داشتم که به آن می گفتند شادمهر؛ تفنگی ته پر. به آن نارنجک انداز تخم مرغی هم می گویند. گلوله اش نارنجکی است و وقتی به هدف می خورد، هدف را منهدم می کند.

این اسلحه دستم بود. اولین سنگر را نشانه گیری کردم. وقتی گلوله می اندازی، صدایش در نمی آید. باید به هدف بخورد تا صدایش را بشنویم. نشانه گرفتم. صدایش را نشنیدم. بلافاصله تصمیم گرفتم دوباره گلوله ای دیگر بیندازم. یکهو سنگر دشمن منهدم و الله اکبر ما بلند شد.

حدود هفت دقیقه طول کشید که خط اول را تصرف کنیم. آن شب علاوه بر فاطمه ی زهرا (س) فرزندش امام رضا (ع) هم با ما بود.

راوى: رزمنده دلاور گردان یا رسول الله (ص) لشکر همیشه پیروز ٢٥ کربلا «هادی بصیر»

برچسب‌ها